من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم
تو به یک جرعه دیگر ببری از دستم
هر چه کوته نظرانند بر ایشان پیمای
که حریفان ز مل و من ز تأمل مستم
به حق مهر و وفایی که میان من و توست
که نه مهر از تو بریدم نه به کس پیوستم
پیش از آب و گل من در دل من مهر تو بود
با خود آوردم از آن جا نه به خود بربستم
من غلام توام از روی حقیقت لیکن
با وجودت نتوان گفت که من خود هستم
دایما عادت من گوشه نشستن بودی
تا تو برخاستهای از طلبت ننشستم
تو ملولی و مرا طاقت تنهایی نیست
تو جفا کردی و من عهد وفا نشکستم
سعدیا با تو نگفتم که مرو در پی دل
نروم باز گر این بار که رفتم جستم
تقدیم به «فردای روشن یابندگی باران اشک »
به امید چاپ کتاب فرمس
خواستم یک کم شادی درونم را با او تقسیم کنم! البته بعد از چهل روز ..........
ما را در سایت لرستان: ديار من دنبال میکنید
برچسب: ما برای آنکه ایران,برای آن دو چشم کهربایی,اما برای آن زمستانها که گذشت,دانلود آهنگ ما برای آنکه ایران,دانلود ما برای آن که ایران,
نویسنده:
بازدید: 25