الطاف خداوند در حق بندهxadاش بیxad شمار است و هیچ گاه قابل احصا نیست. درست زمانی که نهایت قطع امید بوده و انتظاری نداری، به کمکت میxad آید و درهای بسته xadای را به رویت باز میxad کند، که برایش تصوری در ذهن متصور نبوده است.
در این لحظه که بر قلمم میxad فشارم تا لختی او را بدوانم، سخت شاکر خداوندم؛ امید داشتم این لحظات را که در دلم احساس وجد میxad شود او را تقسیم بنمایم، اما صد حیف که نشد و باز سر آستان تحمل را به دامن صبر میxadکشانم.
آدمی هر لحظهxad ای که برایش پیش میxad آید و چون دمی میxad گذرد، تاریخی میxadشود. در این لحظه که هستیم چند لحظه دیگر او را خاطرهxadای میxad دانیم. حال در این ثانیه از زمان میxadگویم دوست داشتم شادی را با تو تقسیم کنم، ای « فردای روشن یابندگی باران اشک».
اما نبودت عیشم را به طیش مبدل ساخت. عیشی را که از ورود به دانشگاه علامه و صدور حکم کاریم لحظهxad ای بر من مستولی شد، چنان با بادۀ ملال عجین گشت که طیش مضاعفی افزود.
لرستان: ديار من...ما را در سایت لرستان: ديار من دنبال میکنید
برچسب: بروید ای حریفان بکشید یار ما را,بروید ای حریفان بکشيد یار ما را,برويد ای حريفان بکشيد يار ما را,برويد اي حريفان بكشيد يار ما را,بروید ای حریفان بکشید یار ما را مولانا,شعر بروید ای حریفان بکشید یار ما را,
نویسنده:
بازدید: 43