
قبل از این که این شعر را بخوانیدxa0باید داستان گفتن این شعر را بگوییمxa0؛سالها پیش یکی از دوستان استاد مشیری که قصد داشت با خانواده اش به آمریکا کوچ کند به ایشان نیز پیشنهاد همراهی داد. استاد از دوستش یک شب وقت خواست تا در این باره فکر کند. این شعر جوابی است که استاد به دوستشان گفتند. xa0ریشه در خاک تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و اشک من ترا بدرود خواهد گفت. نگاهت تلخ و افسرده است. دلت را خا...
ادامه مطلب
قبل از این که این شعر را بخوانیدxa0باید داستان گفتن این شعر را بگوییمxa0؛سالها پیش یکی از دوستان استاد مشیری که قصد داشت با خانواده اش به آمریکا کوچ کند به ایشان نیز پیشنهاد همراهی داد. استاد از دوستش یک شب وقت خواست تا در این باره فکر کند. این شعر جوابی است که استاد به دوستشان گفتند. xa0ریشه در خاک تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و اشک من ترا بدرود خواهد گفت. نگاهت تلخ و افسرده است. دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است. غم این نابسامانی همه توش وتوانت را زتن برده است. xa0 تو با خون و...
ادامه مطلب